«کلاس» ممکن است در مورد هر کلاس درسی در دنیای غرب صِدق کند، و من معتقدم که بیشتر معلم ها این را تشخیص می دهند و تائید می کنند.

فیلم درباره زور آزمایی و کشمکش میان معلمی ست که می خواهد کار درست را انجام دهد و دانش آموزانی که بر سر همین “خوب” و درست بودنِ کار با او اختلاف نظر دارند. فیلم چنان بی طرفانه به قضیه نگاه کرده که هیچکدام از دو طرف دعوا، مُحِق به نظر نمی رسند و در عوض، گویی همگی شان در تله ی حرفه ها و اعمال عبث و بیهوده گیر افتاده اند.

«کلاس» درباره معلم جوانی به اسم فرانسوا مارین است که در کلاس چهارم یکی از دبیرستان های یکی از مناطق مهاجرنشین پاریس، زبان فرانسه تدریس می کند. او سال تحصیلی جدید را با شور و امید فراوان آغاز کرده و دوست دارد شاگردهایش او را دوست داشته باشند. دانش آموزها یک گروه 15 و 16 ساله اند و از ملّیت ها، نژادها و اقوام مختلف تشکیل شده اند و تنها چند نفر از آنها آمادگی دارند تا خود را با نظام و شیوه آموزشی فرانسوا تطبیق دهند. هیچکدام از بچه ها احمق و کُند ذهن به نظر نمی رسند، و اتفاقاً تیزهوشی و زیرکی یکی از مشکلات و گرفتاری های آنها به شمار می رود: چون آنها می بینند این کلاس قصد دارد در جامعه ای که قبولشان ندارد و در دل خود جای شان نمی دهد و به کارشان نمی گیرد، از آنها شهروندانی نمونه و الگو بسازد.

فیلم سرشار از زندگی، انرژی و حتی ترس، نگرانی، دلواپسی، استیصال و درماندگی و همچنین صدای خنده و شادی و نشاط بر سر کلاس درسی ست،که همگی در آن خواهان رسیدن به آرامش هستند. فیلم با پرهیز از همراهی معمول با داستانِ اصلی دوربین را به درون کشمکش و نزاع میان معلم و دانش آموزان فرستاده. فرانسوا در همه حال با دانش آموزانش خودمانی و صمیمی برخورد می کند و بیشتر از اینکه به مسائل درسی بپردازد، بیشتر نظرات و عقاید خودش را بیان می کند.

من فقط می دانم که دلیل همه اینها روش و سبک لورِن کانتِه، یکی از با استعدادترین و خوش قریحه ترین کارگردان های جدید فرانسوی ست. او در چهارمین فیلم خود به سراغ خود زندگینامه پر فروشِ یک معلم فرانسوی به اسم فرانسوا بِگودیو رفته است. بِگودیو خودش در نقش معلم ظاهر شده. کانته برای مدت یکسال با گروهی از دانش آموزان کار کرد و صحنه های فیلمش را به صورت فی البداهه فیلمبرداری نمود. نتیجه کار اینکه با فیلمی مستند گونه روبرو هستیم که بسیار قانع کننده و در عین حال جذاب به نظر می رسد، اما می دانم که همه دانش آموزان خودشان نیستند بلکه نقش های خود را بازی کرده اند.

در فیلم یک دختر عرب ناراضی و رنجیده خاطر است که احساس می کند معلم ارج و منزلتی را که او شایسته اش است برایش قائل نیست. یک پسر آفریقایی پر شر و شور و آتشین مزاج که بسیار تیزهوش و با استعداد اما مستعد عصبانیت است. و یک پسر آسیایی هم که در حال یادگیری زبان فرانسه است، به دیگران احترام می گذارد، آرام، با وقار و بی سروصداست (شاید از ویژگی های فرهنگی خانواده اش باشد) و درونیات خودش را زیاد برملا نمی کند. دیگران هم که با یکدیگر رفیق و دوست و شریک در شیطنت های سر کلاس هستند.

غم، اندوه و نا امیدی زیادی در کلاس درس وجود دارد و جلسات درس فرانسوا هم برای دانش آموزان بیشتر بر طبق عادت برگزار می شود. به همان اندازه که دانش آموزان از روش های آموزشی شان سردرگم و کلافه به نظر می رسند، من هم در رابطه با درس هایی نظیر صرف کردن ماضی بعید جانب آنها را می گیرم و حق را به آنها می دهم. با وجود تمام تلاش ها، تعهد و از خودگذشتگی که فرانسوا از خود نشان می دهد، مثل دانش آموزان هیچگاه قواعد دستور زبان را یاد نگرفتم و مطمئن هم نیستم چیز چندان مهمی باشد. من هنوز به وسیله نوشتن و صحبت کردن زندگی خودم را می گذرانم ولی این قواعد را نمی دانم. شما هم یک زبان را به وسیله ی شنیدن و صحبت کردن یاد گرفته اید، و آموخته اید که چطور به وسیله خواندن و مطالعه کردن بنویسید. عنوان اصلی کتاب و فیلم به نمایش در آمده در فرانسه «میان دیوارها» ست، و در واقع بیشتر مدت زمان فیلم هم داخل کلاس درس می گذرد. ما از جک لندن یاد گرفتیم یک گروه طرفداران سگ و علاقه مندان به نژادهای خاصی از سگ، با شور و حرارت به هم نگاه می کنند و به شدت یکدیگر را تحت تأثیر قرار می دهند. داوطلبین چنین کارهایی بیش از هر چیز باید اشخاصی پرقدرت باشند. در یک سال تحصیلی یک معلم هم باید به لحاظ شخصیتی قدرتمند و بر کلاس خود مسلط باشد. اما آیا به کارگیری هر کدام از روش ها و شیوه های آموزشی در پایان هر سال تحصیلی یک امتحان و آزمون مناسب برای یک معلم خوب محسوب می شود؟ آیا آنچه که باعث موفقیت شما به عنوان یک معلم می شود نظم، انضباط و سخت گیری ست؟ یا شوخ طبعی و به دلخواه دانش آموزان رفتار کردن؟ یا به وسیله صمیمی شدن با دانش آموزان؟ یا شاید هم از طریق روانشناسی؟ آیا دانش آموزان تدابیر و استراتژی شما را درک خواهند نمود؟ گاهی فکر می کنم نظام آموزشی مدارس دولتی قدیمی انگلیس بهترین است؟ معلم ها گاه با وسواس و سختگیری های نامتعارف و عجیب و غریب و همینطور ویژگی و خصیصه های فردی شان باعث سردرگمی و کلافه شدن دانش آموزانشان می شوند.

منبع : سینمای ما